سمانه [ ۲۱ فروردين ۱۳۸۷ ]

سلام!!!!
میتونم بپرسم این عکس و کجا گرفتید،البته حدس میزنم خزرشهر باشه.فکر کنم این بچه ها :خواهرم،دختر خالم و پسر خالم باشند. خیلی تصادف جالبی بود برام....... مرسی از عکس های قشنگتون


بهارك [ ۰۹ خرداد ۱۳۸۶ ]

آقای اصغر ! لطفا مودب باشین گلناز جون سن مامان شما رو داره


پدرام [ ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۶ ]

با سینا موافقم


sina [ ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۶ ]

اول بگو عکس گرفتن بلدی یا نه
جمعش کن ابجی
برو راحتبشین تو خونه
چشم می خوری ها !!!!1


نبی بهرامی [ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۶ ]

دریا رو با همه زیبایی هاش دوست دارم ...اما قبول کن دریا جنوب یه چیز دیگه است مگه نه ؟؟
راستی کاش یه خورده خم می شدی تا دریا تا دور دست ها پیدا می شد ...


الناز [ ۳۱ فروردين ۱۳۸۶ ]

بیچاره پسره تنهاست خداوندا بر او همسری نازل بفرما .....من که پری دریایی رو میبینم دقت کن!


عباس [ ۲۶ فروردين ۱۳۸۶ ]

پیش روی بچه ها یه دریا بازه.


رمضانی [ ۲۴ فروردين ۱۳۸۶ ]

بچه ها از هچی نمی ترسند؛ حتی از تلاطم دریا


مانی راد [ ۲۴ فروردين ۱۳۸۶ ]

عكس شب زمستانی ات رو فرستادم توی سایت بالاترین.


Mohammad [ ۲۳ فروردين ۱۳۸۶ ]

با خانم صدف موافقم D: خیلی خوب خسته نباشی خانم...


آرش [ ۲۳ فروردين ۱۳۸۶ ]

دریا یعنی زندگی و یاداور سال ها خاطره ، سال ها زندگی در کنار مردمانی دیگر، یعنی نوجوانی، شور و هیجان.یعنی رها شدن در خاطرات شیرین بچگی.


مریم مجد [ ۲۱ فروردين ۱۳۸۶ ]

بابا متلاطم!خوبی؟راستی عكیاتو برات میل میكنم!اگه من بفهمم تو دنبال چی بودی پشت اون چادرا!كلی مستعد میشم


صدف [ ۲۱ فروردين ۱۳۸۶ ]

عزیزم بهتر نبود اسمش را بذاری "فك و فامیل"!


588073